ماهیگیری برای جاسمین

نویسنده:جان راونسکرافت
ترجمه شده در تاریخ 23 بهمن 93 توسط ن.کارگر(نوا)

نام زن جوان وساکت تخت شماره شش جاسمین است. نام من هم جاسمین است، اما اسم آدم ها یک چیز ظاهری است، روی سطح آب شناور است و بالا و پایین می رود. ما غیر از نام تشابهات عمیق تری داریم. برای همین او مرا مجذوب خودش کرده است. برای همین من زمان های خارج از ساعت کاری ام را به نشستن در کنار او می گذرانم.

ادامه نوشته

چون نمی توانستم برای مرگ منتظر بمانم

شاعر:امیلی دیکینسون

ترجمه شده در تاریخ 29 آبان 93- ن.کارگر(نوا)

چون نمی توانستم برای مرگ منتظر بمانم
او مهربانانه منتظرم ماند
فقط ما در کالسکه بودیم
به همراه ابدیت.

آهسته راندیم. او می داند عجله ای نیست.
و من
کار و تفریحم را کنار گذاشته ام.
تنها برای نجابتش.

از مدرسه گذشتیم
جایی که بچه ها تلاش می کنند


در زنگ تفریح
مزرعه های چشمگیر گندم را رد کردیم
خورشید در حال غروب را
رد کردیم.
شاید هم
خورشید ما را رد کرد.

شبنم های سرد و لرزان
آویخته  از تار عنکبوت
لباس شب من
خز دور گردنم
و روسری ابریشمی ام

ایستادیم
پیش از خانه ای که
مثل تورمی بر پوست زمین بود
سقف به طرز عجیبی قابل دیدن بود
مثل کتیبه ای در زمین

هنوز هم، این قرن و هنوز
کوتاه تر از یک روز به نظر می آید.

ابتدا ذهن اسب ها را خواندم
آن ها به سوی ابدیت می رفتند.