قرعه کشی(لاتاری)

نویسنده :شرلی جکسون

صبح روز بيست و هفتم ژوئن هوا صاف و آفتابي بود و آفتاب دلپذير پاييزي همه جا را گرم مي كرد؛ گل ها شكفته بودند و علف ها كاملا سبز بودند.مردم دهكده كم كم دور ميداني كه بين دفتر پست و بانك بود جمع شدند.
 ساعت حدود ده صبح بود.در بعضي از شهرها كه مردم بيشتري در قرعه كشي شركت مي كردند مراسم در دو روز و در دوم ژوئن برگزار مي شد. اما در اين دهكده كه حدود سيصد نفر در آن زندگي مي كردند، برگزاري مراسم كمتر از دو ساعت طول مي كشيد، به همين خاطر آنها مي توانستند مراسم را از ساعت ده آغاز كنند تا مردم دهكده بتوانند براي صرف ناهار به خانه هايشان بروند.

ادامه نوشته

آواتار

 
ادامه نوشته